دوست دارم ....
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390ساعت 11:4  توسط
|
داشتم فکر میکردم چه طوری بعضی پیرمرد و پیرزن ها توی پارک دست در دست هم راه و میرن و هنوز عاشقانه همدیگرو دوست دارند . یه رازی توی این قضیه نهفته اس که باید یادش بگیرم و سرلوحه زندگی خودم کنم .
فکر کنم فهمیدم . اونا مدام عشقشون رو مراقبت می کنن . آخه
عشق قدرتمندترین نیرویی که در دسترس انسانهاست!!!!
اونا تفاوت هاشون رو قبول کردن .
اونا فقط فکر شاد کردن همدیگه هستن.
اونا به معنای واقعی عاشق هم هستند .
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم خرداد 1390ساعت 17:38  توسط
|

تا حالا شده دلتون بخواهد بريد يه جاي دور توي جاده كه انتها نداره آنقدر بري تا به يه جايي برسي كه هيچ كدوم از آدم هاي قبلي نباشن ؟ يه جايي كه خسته گي هاي اينجارو در بكني . خيلي خسته ام . خيلي هم دلم گرفته . كاش همزبوني داشتم كاش كسي بود كه بدون هيچ حرفي فقط درد و دلم رو گوش ميداد ، نظر نميداد ، دعوا نميكرد فقط گوش ميداد گاهي هم نازمو ميكشيد و فقط منو دوست داشت . كاش كسي رو داشتم كه كسي رو نداشت فقط من داشته اش بودم .
ماه من غصه چرا ؟!
آسمان را بنگر، که هنوز بعد صدها شب و روز، مثل آن روز نخست
گرم و آبي و پر از مهر، به ما مي خندد!
يا زميني را که، دلش از سردي شبهاي خزان نه شکست و نه گرفت!
بلکه از عاطفه لبريز شد و نفسي از سر اميد کشيد و در آغاز بهار دشتي از ياس سپيد زير پاهامان ريخت،
تا بگويد که هنوز پر امنيت احساس خداست!
ماه من غصه چرا؟!
تو مرا داري و من هر شب و روز آرزويم همه خوشبختي توست!
ماه من! دل به غم دادن و از يأس سخن ها گفتن کار آن هايي نيست که خدا را دارند...
ماه
من! غم و اندوه، اگر هم روزي، مثل باران باريد، يا دل شيشه اي ات، از لب
پنجره عشق، زمين خورد و شکست، با نگاهت به خدا، چتر شادي وا کن،
و بگو با دل خود، که خدا هست، خدا هست!
او هماني است که در تارترين لحظه شب، راه نوراني اميد نشانم مي داد...
او هماني است که هر لحظه دلش مي خواهد، همه زندگي ام، غرق شادي باشد...
ماه من!
غصه اگر هست، بگو تا باشد!
معني خوشبختي، بودن اندوه است...!
اين همه غم و غصه، اين همه شادي وشور، چه بخواهي و چه نه! ميوه يک باغند، همه را با هم و با عشق بچين...
ولي از ياد مبر؛
پشت هر کوه بلند، سبزه زاري است پر از ياد خدا!
و در آن باز کسي مي خواند؛
که خدا هست، خدا هست و چرا غصه؟! چرا؟!
اينم فقط براي اينكه خودمو آروم كنم هرچند دلم شكسته .
+ نوشته شده در سه شنبه دهم خرداد 1390ساعت 11:20  توسط
|
عشق يعني ....
يادت نره بايد بدوي تا زودتر به خونه برسي . 
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390ساعت 15:11  توسط
|
از صبر و نماز [براى حل مشكلات خود و پاك ماندن از آلودگىها و رسيدن به رحمت حق] كمك بخواهيد و بىترديد اين كار جز بر كسانى كه در برابر حق قلبى فروتن دارند سخت است.
سوره بقره آیه ۴۵
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم فروردین 1390ساعت 9:29  توسط
|
سال نو مبارك باشه
بهترين آرزوها براي بهترين ها

+ نوشته شده در سه شنبه نهم فروردین 1390ساعت 9:10  توسط
|
اشك هاي خدا!
روزي عارفي از خداوند پرسيد:چرا انسان ميميرد؟چرا او را افريدي؟؟و اصلا چرا در زمين قرارش دادي؟؟چرا نزد خودت نماند؟؟؟
و خداوند گفت:
من انسان را افريدم و عاشق او شدم!!او را در زمين قرار دادم تا ببينم چه كسي معناي عشق را مي داند؟و ببينم چه كسي در امتحان عشق به من پيروز است؟او درين خواب كوتاه قوطه ور است!و من تحمل دوري معشوقم را ندارم!
و او بايد به سوي عاشق خود بازگردد!
و ناگهان اشك هاي خدا جاري شد! عارف پرسيد خداوندا چه شده است؟
خدا با اشك پاسخ داد:من معشوقه ام را دوست دارم و هرچه كه او بخواهد برايش مهيا ميكنم!!انهايي كه بيشتر دوست دارم بيشتر امتحان ميكنم......و مشكلات ان ها را به مو مي رسانم ولي پاره نمي كنم!براي انكه انان هميشه بنده ي من باشند!!
و اشك ميريزم به خاطر كساني كه از من روي گردان مي شوند!!
و نام اشك هاي من باران است!
هنگامي كه اشك ميريزم دلشكسته از يكي از بندگانم دور ميشوم!چون او به شيطان پيوسته است!
ساليان سال است كه باران مي بارد و ساليان سال است كه خدا مي گريد!!
و هر بار كه باران مي بارد او دلش از يكي از بندگانش ميشكند!و خدا عجب دل شكسته اي است!
+ نوشته شده در دوشنبه نهم اسفند 1389ساعت 12:31  توسط
|
در کوهستانهای حقیقت
هرگز بیهوده صعود نمی کنی
امروز به قله ای بلندتر دست می یابی
یا به توان خود می افزایی
که فردا فراتر روی.
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اسفند 1389ساعت 15:12  توسط
|
خيلي گرفتارم خيلي
اما تو همه اين دغدغه ها خيلي دوست دارم . همه دليل بودنم تويي.
+ نوشته شده در سه شنبه سوم اسفند 1389ساعت 15:41  توسط
|
خوشبختی یعنی اینکه خداوند آنقدر عزیزت کند که مایه آرامش دیگری شوی.....................

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم آبان 1389ساعت 11:57  توسط
|